تبليغاتX
پوریا پورسرخ

به تهيه‌كنندگي محمدحسين لطيفي؛

«پنهان اما آشكار» با مشايخي،اميرجلالي و بنفشه‌خواه كليد خورد

خبرگزاري فارس: «پنهان ‌آما آشكار» به كارگرداني «سيد محسن يوسفي» و به تهيه‌كنندگي محمد حسين لطيفي و مجيد ياسر 26 خردادماه در لوكيشني واقع در اختياريه تهران كليد خورد.

به گزارش خبرگزاري فارس، همكاري نزديك محمدحسين لطيفي و مجيد ياسر در پروژه‌هايي چون روز سوم، توفيق اجباري، صاحبدلان و نردبامي بر آسمان، اولين كار مشترك‌شان را در مقام تهيه‌كننده رقم زد.
بنا بر اين گزارش، «پنهان اما آشكار» حكايت اختلاف دو زوج جوان است كه تلاش مي‌كنند تا مناسبات تلخ زندگي‌شان را از ديگران پنهان بدارند. در اين ميان موقعيت‌هاي طنزي آفريده مي‌شود كه ...
عوامل سريال 13 قسمتي «پنهان اما آشكار» عبارتند از:
نويسندگان: احمد ياسر و عليرضا جزيني، كارگردان، سيد محسن يوسفي، مدير تصويربرداري: امير معقولي، طراح صحنه و لباس: مشگين مهرگان، طراح گريم: عليرضا جواد پور، تدوين، رضا بهار انگيز، دستيار اول و برنامه‌ريز: حسين خضوعي، صدا: سيامك نيازي، عكاس: مهديه لطيفي، منشي صحنه: شيدا سجاديان، دستيار دوم كارگردان: حامد مختاري، مدير تداركات: سعيد هرمزي، دستيار تهيه: اكبر باطبي، مسوول هماهنگي و روابط عمومي: مجيد فلاح شجاعي، تهيه كنندگان: محمد حسين لطيفي و مجيد ياسر، محصول فيلم و سريال شبكه پنجم سيما
بازيگران: جمشيد مشايخي، مريم اميرجلالي، محسن قاضي‌مرادي، خشيارراد، بيژن بنفشه‌خواه، مجيد ياسر، مهوش وقاري، يوسف صيادي، محمد فيلي، سيدرضا حسيني و ....
انتهاي پيام/

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 12:53 توسط فائزه یه طرفدار |


لطيفي «نردبامي بر آسمان» را به آران كاشان مي‌برد

خبرگزاري فارس: تصويربرداري مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان» به كارگرداني «محمد حسين لطيفي» در آران كاشان پي‌گيري مي‌شود.

علي غفاري مدير توليد مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان» در گفت‌وگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: در حال حاضر تصويربرداري فاز يك سريال كه مربوط به كاشان مي‌شود از نيمه گذشته و منطقه كوهستاني خجير در شرق تهران لوكيشني است كه ما براي گرفتن برخي نماهاي خارجي به آنجا مي‌رويم و حدود دو هفته ديگر نيز كار در منطقه آران شهر كاشان پي‌گيري خواهد شد.
وي افزود: آخرين بازيگري كه به جمع ما پيوسته «ويشكا آسايش» بوده و هنوز بازيگر جديد ديگري به «نردبامي بر آسمان» ملحق نشده است.
بنابر اين گزارش،‌ «نردبامي بر آسمان» فروردين ماه سال جاري در شهرك غزالي كليد خورد و بازيگراني چون فرامرز قريبيان، اكبر عبدي، انوشيروان ارجمند، داريوش كاردان، محمد رضا داودنژاد، حسين معلومي، شبنم قلي خاني، ماه چهره خليلي، برزو ارجمند، شهرام قائدي، عليرضا كمالي نژاد، زهرا سعيدي، مجيد ياسر، صدرا حجازي، خشايار راد، مليحه نيكجومند (شيده)، امير زمستاني، بهار ارجمند، محسن اميري، نعيمه نظام دوست، عليرضا مظفري، مهدي عطاران، صدف اختر و وحيد جليلوند درنقش غياث الدين جمشيد كاشاني در آن ايفاي نقش كرده‌اند.
اين مجموعه تلويزيوني كه در مركز سيما فيلم توليد مي‌شود، با فرمت HD تصويربرداري ‌مي‌شود و قرار است اواخر امسال به روي آنتن برود.

محمد حسين لطيفي در سريال تلويزيوني نردبامي بر آسمان

سريال تلويزيوني نردبامي بر آسمان

سريال تلويزيوني نردبامي بر آسمان

وحيد جليلوند سريال تلويزيوني نردبامي بر آسمان

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387ساعت 16:4 توسط فائزه یه طرفدار |


 

با بازي الناز شاكردوست، ليلا اوتادي، پوريا پورسرخ و...

«حركت اول»؛ اكشن جديد ايراني با جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري

خبرگزاري فارس: «حركت اول» فيلمي متفاوت در ژانر اكشن است كه «فرهاد نجفي» كارگردان آن تدوين فيلم را آغاز كرده و با اجراي جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري براي نمايش عمومي آماده مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري فارس، پس از پايان فيلمبرداري «حركت اول» بلافاصله تدوين فيلم توسط «محسن توكلي» به همراه «فرهاد نجفي» كارگردان فيلم آغاز شد و هنوز مرحله تدوين فيلم به پايان نرسيده است.
بنا بر اين گزارش، بخش‌هايي از فيلم با جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري همراه است كه تدوين آن را پس از انجام كارهاي مربوط به جلوه‌هاي ويژه، فرهاد نجفي به تنهايي انجام مي‌دهد.
همچنين «مرتضي شايسته» تهيه‌كننده «حركت اول» درباره اين فيلم گفت: من اميد زيادي به اين فيلم دارم و «حركت اول» در ژانر اكشن فيلمي نمونه و جديد است كه تا به حال همانند آن را در سينماي ايران نداشته‌ايم.
وي افزود: گروه سازنده و بازيگران «حركت اول» به خوبي در اين فيلم‌ همكاري كردند و با انرژي و توان بالايي كه به كار بردند، اين فيلم را تبديل به فيلمي خوب و مناسب براي تمام طبقات سني كردند.
به گزارش فارس،فيلمبرداري فيلم «حركت اول» به تهيه‌كنندگي مرتضي شايسته و كارگرداني فرهاد نجفي در تاريخ 4/12/86 در تهران آغاز شده بود و پس از انجام فيلش4مبرداري صحنه‌هاي مربوطه در جزيره كيش در تاريخ 4/2/87 به پايان رسيد.
بنا بر اين گزارش، «حركت اول» يك پروژه اكشن با جلوه‌هاي خاص است كه از تروكاژهاي ويژه كامپوتري در آن استفاده مي‌شود. اين كار اولين تجربه كارگرداني «فرهاد نجفي» بوده و براي توليد و ساخت اين فيلم از عوامل طراز اول و حرفه‌اي و بازيگران سرشناس و موفق سينماي ايران استفاده شده است.
عوامل «حركت اول» عبارتند از:
تهيه‌كننده: مرتضي شايسته،كارگردان: فرهاد نجفي،نويسنده: فرهاد نجفي، پيمان عباسي،مدير فيلمبرداري: عليرضا رجائي‌مقدم، مدير توليد: هادي انباردار، طراح چهره‌پردازي: مسعودولدبيگي،طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، صدابردار: اميرحسين رسولي، موسيقي: امير توسلي، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: محترم ملكي، مدير تداركات: حميدرضا حاجي‌زاده، اجراي چهره‌پردازي آقايان: هادي قادر،اجراي چهره‌پردازي خانم‌ها: آرزو پوروصال،جلوه‌هاي ويژه كامپيوتري: فرهاد نجفي، منشي صحنه: نرجس ابراهيمي، اجرا و بافت مو: رامين مجردي، دستيار گريم: پروين عباسي، عكاس: محسن بيگلري، اجراي صحنه: محسن خدابخشي، اجراي لباس: سوفيا شكري، دستيار صحنه: علي ابراهيمي، گروه كارگرداني: كيوان محسني، محمدرضا تهوري، گروه تصويربرداري: محمد اسدي، مسعود گرجي، حسين نقدي، هادي رجائي مقدم، گروه تداركات:محمد علي محمدي، مهدي آقازاده، علي شهرستاني، جواد جهانگيري، دستيار صدابردار: ميشا اسلاميه، تصويربردار پشت صحنه: محمد اميني، مسئول حركات طناب: اسماعيل اسكندري، امور رايانه: امير خوب‌بخت، روابط عمومي: پروانه اندك‌رنج، امور مالي: مژده باقي، پشتيباني: احمد مختاري، حسين عليپور، عارف نصرالهي، ناصر قلي رستم‌زاده، خدمات: اسدالله كاظم زاده، سينه‌موبيل:علي بياباني، حمل نقل: فرهاد آكسته، عباس اميري دوست، مهدي حسيني، محمد علي نژاد، روح الله رهبري، مهدي بداغي، هادي نوري، كامبيز اينانلو،‌جعفر اينانلو، حسين ريوندي،بدلكاران: سينا طاهري، احمد عفتي، محمد احسان هاتف، شهروز مهاجر،‌محمدرضا گهواره‌چي، عميد نواب پور، عليرضا طاهري و ....به سفارش: موسسه رسانه‌هاي تصويري،محصول: هدايت فيلم.
الناز شاكردوست، ليلا اوتادي، پوريا پورسرخ، تيرداد كيائي، علي صادقي، مجيد مشيري، بهمن دان،‌كيانوش گرامي ، مهدي صفائي، مهراج محمدي،‌پرويز شفيع زاده،‌مهرداد نقيبي، سيد ابراهيم بحرالعلومي، مهرداد نيكنام، آرزو پرو وصال،‌ليلا جهانديده، پريا عطائي،‌علي نيكو و بازيگر خردسال پرهام فلاح در «حركت اول»جلوي دوربين رفته اند.
درخلاصه داستان «‌حركت اول» آمده است:معتمدي، خلافكار بزرگ، بر اثر اختلاف، شريك خود روشن را، در خارج از كشور به قتل رسانده و براي به‌دست آوردن اموال او و با هويت جعلي وارد ايران مي‌شود. پليس كه در جريان اين ماجرا قرار گرفته درصدد پيدا كردن مخفيگاه معتمدي و دستگيري او برمي‌آيد. از طرفي ديگر سارا كه نوه روشن است تصميم مي‌گيرد با همكاري دوستان خود به نام‌هاي آناهيتا، سام، فرهاد و كيوان ضمن گرفتن انتقام از معتمدي اموال مسروقه پدر بزرگ خود را پس بگيرد.

 

 

 

 

مرتضي شايسته:
اميدواريم «حركت اول» را در شرايط مطلوبي اكران كنيم

خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما

فيلمبرداري فيلم «حركت اول» اولين ساخته بلند فرهاد نجفي در جزيره كيش به پايان رسيد.

مرتضي شايسته تهيه كننده اين فيلم در گفتگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،با اعلام اين مطلب گفت:كارهايي در اين فيلم انجام شده كه براي اولين بار در سينماي ايران است و اميدواريم با بوجود آمدن شرايط مطلوبي فيلم را اكران كنيم.

در اين فيلم الناز شاكردوست، ليلا اوتادي، پوريا پورسرخ، تيرداد كيائي، علي صادقي، مجيد مشيري و بهمن دان به ايفاي نقش مي‌پردازند.

در خلاصه داستان «حركت اول» آمده است: معتمدي، خلاف‌كار بزرگ، در اثر اختلاف، شريك خود روشن را، در خارج از كشور به قتل رسانده و براي به دست‌آوردن اموال او و با هويت جعلي وارد ايران مي‌شود. پليس كه در جريان اين ماجرا قرار گرفته در صدد پيداكردن مخفي‌گاه معتمدي و دستگيري او مي‌شود. از طرفي ديگر سارا كه نوه روشن است تصميم مي‌گيرد با همكاري دوستان خود ضمن گرفتن انتقام از معتمدي اموال مسروقه‌ي پدربزرگ خود را پس بگيرد.

ساير عوامل اين فيلم عبارتند از:

تهيه‌كننده: مرتضي شايسته، كارگردان: فرهاد نجفي، نويسنده: فرهاد نجفي، پيمان عباسي، مدير فيلم‌برداري: عليرضا رجايي‌ مقدم، مدير توليد: هادي انباردار، طراح گريم: مسعود ولدبيگي، طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، صدابردار: اميرحسين رسولي، موسيقي: امير توسلي، برنامه‌ريز و دستيار اول كارگردان: محترم ملكي، مدير تداركات: حميدرضا حاجي‌زاده و عكاس: محسن بيگلري

ساير بازيگران: كيانوش گرامي، مهدي صفايي، مهراج محمدي، پرويز شفيع‌زاده، مهرداد نقيبي، سيد ابراهيم بحرالعلومي، مهرداد نيكنام، بازيگر خردسال: پرهام فلاح.

اين فيلم به سفارش موسسه‌ي رسانه‌هاي تصويري، محصول هدايت فيلم است كه فيلمبرداري آن از 4 اسفندماه در تهران آغاز شد.

انتهاي پيام

 

 

 

 

«حركت اول» به مراحل پاياني توليد رسيد

خبرگزاري فارس: فيلم «حركت اول» به كارگرداني فرهاد نجفي و به سفارش موسسه رسانه‌هاي تصويري معاونت امور سينمايي در حال حاضر مراحل پاياني توليد را سپري مي‌كند.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي موسسه رسانه‌هاي تصويري،«حركت اول» كه فيلمبرداري آن به تازگي به اتمام رسيده، هم‌اكنون در مرحله مونتاژ و جلوه‌هاي ويژه قرار دارد.
اين فيلم كه نخستين تجربه كارگرداني نجفي در عرصه ساخت فيلم بلند به شمار مي‌رود، داستان سه جوان است كه از آدم‌هاي ديگر خلاق‌تر هستند و براي هيجان بيشتر تلاش مي‌كنند و ...
در فيلم «حركت اول» كه به سفارش موسسه رسانه هاي تصويري و تهيه كنندگي مرتضي شايسته توليد شده، بازيگراني چون الناز شاكردوست، پوريا پورسرخ، تيرداد كيايي، ليلا اوتادي، علي صادقي، مجيد مشيري و... به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
از ديگر عوامل توليد اين فيلم كه از تروكاژهاي ويژه كامپيوتري نيز برخوردار است مي‌توان به نويسنده: فرهاد نجفي، پيمان عباسي، مدير تصويربرداري: علي رضا رجايي مقدم ، مدير توليد: هادي انباردار، طراح گريم: مسعود ولد بيگي، طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، صدابردار: امير حسين رسولي، موسيقي: امير توسلي، جلوه هاي ويژه كامپيوتري: فرهاد نجفي و ... اشاره كرد.
انتهاي پيام/

 


 

 
 
 
 
 
پايان تصويربرداري «حركت اول» در کيش

تصويربرداري فيلم سينمايي «حركت اول» به کارگرداني فرهاد نجفي که چهارم اسفندماه در تهران شروع شده بود، در جزيره کيش پايان يافت.

به گزارش سرويس هنري برنا، فيلم سينمايي «حركت اول» نخستين ساخته بلند فرهاد نجفي به تهيه كنندگي مرتضي شايسته است که چهارم اسفندماه در تهران تصويربرداري آن آغاز شد و پس از گذشت حدود دو ماه، فيلمبرداري آن در كيش با پايان رسيد.
«حركت اول» يكي از پروژه هاي اكشن با جلوه هاي ويژه خاص است كه از تروكاژهاي ويژه رايانه اي در آن استفاده شده است و به احتمال زياد کار تدوين آن نيز توسط فرهاد نجفي، کارگردان اين فيلم انجام خواهدشد.
به گفته نجفي، کارگردان "حرکت اول؛ براي ساخت اين فيلم دو تيم مجزا در زمينه جلوه هاي ويژه تصويري و ميداني شامل 40 نفر تشکيل شده است که اين گروه در ساخت اين فيلم جلوه هاي ويژه خاصي را به نمايش مي گذارند.

قصه «حرکت اول» درباره سه جوان است كه از آدم هاي ديگر خلاق ترند و براي هيجان بيشتر، تلاش مي كنند. آنها در مقطعي از داستان با هم آشنا مي شوند و اين آشنايي باعث مي شود به دنبال ماجراهايي پرهيجان بروند.
الناز شاكردوست، پوريا پورسرخ، تيرداد كياني، ليلا اوتادي، بهمن دان، علي صادقي، مجيد مشيري، مهدي صفايي، معراج محمدي، پرويز شفيع زاده، مهرداد نقيبي، سيدابراهيم بحرالعلومي، مهرداد نيكنام، آرزو پوروصال، ليلا جهانديده، پريا عطايي و... از بازيگران "حرکت اول" هستند.
همچنين از ساير عوامل اين فيلم مي توان به کارگردان فرهاد نجفي، نويسنده: فرهاد نجفي، پيمان عباسي، مدير تصويربرداري: عليرضا رجايي مقدم، مدير توليد: هادي انباردار، طراح گريم: مسعود ولدبيگي، طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، صدابردار: اميرحسين رسولي، موسيقي: امير توسلي، برنامه ريز و دستيار اول كارگردان: محترم ملكي، جلوه هاي ويژه رايانه اي: فرهاد نجفي، منشي صحنه: نرجس ابراهيمي، عكاس:‌ محسن بيگلري، تهيه کننده: مرتضي شايسته، مجري طرح: هدايت فيلم به سفارش مؤسسه رسانه هاي تصويري.

از همه معذرت می خوام که خیلی خیلی دیر اپ کردم

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 18:16 توسط فائزه یه طرفدار |



علی سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازیگری بهرام رادان وگلشیفته فراهانی وترانه هایی با صدای توقیف شده محسن چاووشی. فیلمی که توقیف شد و اکنون در اینترنت غارت می شود.فیلمی که از آزادی هنر و هنرمند سخن می گوید و در همان حال از نظم پدرسالار در جامعه ما دفاع می کند و با این حال اجازه ندارد در سینماهای ایران به نمایش درآید. سرنوشت این اثر با سرنوشت تراژیک قهرمان فیلم به طرزی دردناک و بسیار مضحک یکی شده است.


داستان­های سینمایی در کانون دو قطب متضاد شکل می­گیرند. هر چه دو سویه­ی تضاد برجسته­تر باشد، فیلم پرکشش­تر و پیام آن روشن­تر است. در سنتوری، ساخته مهرجویی دو داستان هست با دو سویه­ی کاملاً متضاد. داستان اول داستان زناشویی علی ( بهرام رادان ) با زنی به نام هانیه ( گلشیفته فراهانی) و خیانت هانیه به اوست. دو سویه­ی متضاد این داستان را دو نوازنده نشان می­دهند: از یک سو با علی بلورچی معروف به علی سنتوری، نوازنده­ی سنتور آشنا می­شویم که یک ساز ایرانی می­نوازد، خاکی و سینه­سوخته است و از معرفت و مردانگی بی­بهره نمانده و دل در گروی خاکِ وطن دارد. از سوی دیگر جاوید را می­بینیم که نوازنده­ی نه چندان موفق ویلون است، کراوات می­بندد و به این دلخوش است که در کانادا کنسرت موسیقی کلاسیک برگزار کند. هانیه، زن جوانی که عاشق علی­ست و با او ازدواج کرده است، نوازنده­ی پیانوست. او علی را ترک می­کند و همراه جاوید به کانادا می­رود.

داستان دوم، داستان رابطه­ی علی با مادر تارک دنیا و با پدرش، آقای بلورچی، رئیس صنف بلورسازان تهران و از تاجران موفق بازار است. مادر علی زنی­ست با باورهای مذهبی که پسرش را حرامی خوانده و او را از خود رانده است. پسر سرزنده و هنرمند از یک سو و مادر مذهبی و دلمرده از سوی دیگر دو سویه­ی متضاد داستان دوم را شکل می­دهند. پدر در این میان به کار سخت در بازار پناه آورده است. یک مرد مسئول، اما پرمشغله که احتمالاً به دلایل شغلی نمی­توانسته پدری خوب برای فرزندش باشد.

این دو داستان مثل هر روایت موازی باید در جایی به هم برسند. هانیه سفر به کانادا را به ماندن و استخوان ترکاندن در کنار مردی معتاد ترجیح می­دهد. به یک معنا او به علی خیانت می­کند، به وطنش پشت می­کند و میان هنر مردمی و هنر وارداتی و میان مردی خاکی، نجیب و اصیل از یک طرف و مردی فکل کراواتی، نانجیب و غرب­زده از طرف دیگر، دومی را برمی­گزیند. خیانت هانیه همراه با سختگیری­های ارشاد در صدور مجوز کنسرت­های موسیقی به خودویرانگری علی دامن می­زند. او در ظاهر به اعتیاد روی می­آورد با این قصد که خود را نابود کند، اما در واقع این خودویرانگری تنها راه پیوستن به پدر است. از آن سو آقای بلورچی، مردی به ظاهر دل­سنگ اما در واقع مهربان به جستجوی فرزندش در میان بیابانگردها و کارتون­خواب­های کاشانک برمی­آید، با کمک مأموران نیروی انتظامی پسرش را می­یابد و در بیمارستانی بستری می­کند تا شفا پیدا کند. داستانِ پیوند پدر و پسر با هم داستانی­ست که در فیلم روایت نمی­شود. در ذهن خواننده به یک آروز بدل می­شود و همدلی او را با آقای بلورچی برمی­انگیزد.

با این حال جز جاوید و مادرِ تارک­دنیای قهرمان باقی شخصیت­ها منفی نیستند. هانیه عاشق علی­ست، اما با توجه به اعتیاد مردش و حتی خشونت خانگی راهی جز رفتن برای او باقی نمی­ماند. علاوه بر این هانیه هر چند به مردش پشت می­کند، اما در منطق داستان اوست که ارتباط ازهم­گسیخته­ی پدر و پسر را از نو برقرار می­کند. در واقع اگر مادر روزی این پیوند را از هم گسسته است، زنی دیگر از راه می­رسد و این پیوند برقرار می­کند، هر چند که بهای آن دلشکستگی مردی­ست هنرمند و سینه­سوخته. یکی که ریشه در خاک دوانده. رنج می­برد اما می­ماند.

در این جهان دوگانه، سه نغمه­ی متفاوت به گوش می­رسد. نغمه­ی دلنشین سنتور، مثل این که صدای تاریخ و پیشینه و هویت انسان ایرانی باشد و صدای ویلون که یک نغمه­ی ناجور است. در این جهان دوگانه با دو صدای غالب سازِ هانیه پیانوست. سازی که اگر با عشق نواخته شود، به همنوایی زیبا با سنتور و هماهنگی دو صدا می­انجامد. اما، با این حال در ذات خود با ویلون همسازتر است. هانیه که در پی همنوایی، همسازی و یگانگی­ست، به مرد آرمان­هایش و به عشقش و در یک معنای وسیع­تر به پیشینه و هویت و به ریشه­هایش پشت می­کند. مهرجویی قضاوت نمی­کند. او جوری نشانه­ها و شخصیت­ها را کنار هم می­نشاند که بیننده از این هم­نشینی خود به قضاوت برسد. در این میان بودن یا نبودن، زندگی یا مرگ هنرمند قهرمان تنها به یک نخ بند است: پدر مقتدر. پدر مسلط. یکی که از دل سنت­ها بیرون آمده و در نرینگی­اش تنها نجات­دهنده­ی هنرمند قهرمان می­تواند بود.

در چنین جهان دوگانه و متناقضی طبیعی­ست و حتی لازم است که داستان فیلم القاگر دو پیام اخلاقی باشد. پیام اول ساده است: جوان­ها را محدود نکنید. اجازه بدهید هنرشان را نشان بدهند. وگرنه به دور باطلِ خودویرانگی می­افتند و از دست می­روند.

پیام دوم پیچیده­تر و پنهان­تر است: جامعه­ی ما از درون فروپاشیده. باید اعتقادات­مان را از نو به دست بیاوریم، ریشه­های تاریخی و سنتی­مان را باید از نو پیدا کنیم. آن­گاه مردی که مرد است از راه می­آید و آن نر نجات­دهنده قهرمان را از اعماق بیرون می­کشد و او را از تباهی می­رهاند.

گفتمان­هایی مانند سرخوردگی جوانان، مسأله­ی غربزدگی و مسأله ریشه­های فرهنگی و ملی و همچنین گفتمان قهرمانِ نجات­دهنده که در این فیلم طرح می­شوند به طور شگفت­­آوری به گفتمان­های سال­های پیش از انقلاب شباهت دارند. صحنه­های کارتون­خواب­ها و بیابانگردها بی­شباهت به صحنه­های حلبی­آبادها در فیلم­ها و داستان­­های اجتماعی پیش از انقلاب مثل دایره مینا نیست.

صحنه­ی پایانی فیلم که نمایش یک کنسرت در یک آسایشگاه روانی ست نمایانگر یگانگی انسان­ها با هم است. نغمه­های ناهمساز خاموش شده­اند. همه یک ساز می­زنند. اکنون قهرمان با خودش و با طبیعت آشتی کرده است. منتهی این­ها همه در متن جامعه اتفاق نمی­افتد، بل­که در یک جای دور، و شاید به یک معنا زیر حباب روی می­دهد. سطح توقع مهرجویی هم مثل سطح توقع دیگر هنرمندان این سرزمین پایین آمده است، تا آن حد که به زیستن در زیر حبابی راضی هستیم. صدور مجوز برای این فیلم و توقیف آن پس از ساخت این حباب را شکست و حتی این حد اندک از آرزومندی را هم ناممکن جلوه داد

منبع:مثبت من


اینم عکساش

+ نوشته شده در شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 11:15 توسط فائزه یه طرفدار |


بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» در گفت‌وگو با فارس؛

پاكدل: براي يك فيلم خوب، زمان اكران تفاوتي ندارد

خبرگزاري فارس: بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» گفت: براي يك فيلم خوب فرقي ندارد كه در چه زماني به اكران عمومي درآيد.

«مهدي پاكدل» بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» در گفت‌وگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم «مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) مورد استقبال مخاطب قرار خواهد گرفت.
وي افزود:‌ من اميدوارم كه از اين فيلم استقبال شود و البته به دليل بازيگران جواني كه دارد و موضوع تاثيرگذارش قابليت موفقيت در اكران عمومي را دارد.
پاكدل گفت: براي انتخاب يك نقش، معيارهايي وجود دارد كه از آن جمله مي‌توان به موقعيت خوب زماني اشاره كرد كه موجب مي‌شود، يك بازيگر در يك كار جديد ظاهر شود اما براي من علاوه بر اين شرايط، ويژگي‌هاي قصه و نقش موجب شد تا در «مصائب دوشيزه» حضور يابيم.
وي اظهار داشت: مدت‌ها از ساخت فيلم گذشته است و نمايش فيلم در شرايط كنوني به هرحال موجب ديده شدن فيلم مي‌شود. البته من از وضعيت اكران فيلم اطلاع دقيقي ندارم اما به نظرم موقعيت اكران، براي فيلم‌هاي ايراني چندان فرقي هم نمي‌كند و من معتقدم براي يك فيلم خوب فرقي ندارد كه چه زماني اكران شود.
«مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) به تهيه‌كنندگي «سيدغلامرضا موسوي» با بازي بهنوش طباطبايي، پوريا پورسرخ، مهدي پاكدل و بهزاد فراهاني، حكايت زندگي يك دختر مسيحي‌ است كه تقابل تفكرات او و پدرش و همزماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي وي را به مسير تازه‌اي مي‌كشاند

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 13:50 توسط فائزه یه طرفدار |


تهيه‌كننده «ساعت شني» در گفت‌وگو با فارس:

«ساعت شني» به‌دنبال شكستن خط قرمز يا اشاعه صحنه‌ غيراخلاقي نبود

خبرگزاري فارس: تهيه كننده مجموعه تلويزيوني «ساعت شني» گفت: ما در سريال «ساعت شني» به دنبال ارائه تصوير واقعي از اجتماع جهت پيشگري خانواده‌ها بوديم و شكستن خط قرمزها يا اشاعه صحنه‌ها و گفتار‌ غيراخلاقي را مدنظر نداشتيم.

رضا شكري در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره اينكه بخش‌هاي حذف شده چقدر به محتواي سريال ضربه زد، گفت:اگر ما به لحاظ هنري فرصت داشتيم تا تمام نكات مورد نظر خود را در قصه به كار ببريم، قطعا جذاب‌تر از اين مي‌شد اما ما به‌دليل پخش ويژه برنامه‌هاي دهه فجر، زمان هر قسمت را بالا برديم تا سريال زودتر به پايان برسد، البته با تلاش روي اين نكته به خود قصه و محتواي آن ضربه نخورد.
وي افزود: سريال به گونه‌اي ساخته شده كه مخاطب با دقت آن را دنبال كند و لحظه‌اي را از دست ندهد ولي در ادامه ما مجبور شديم از زمان سريال بكاهيم و تمام شخصيت‌ها را به فراخور قصه‌اي كه داشتند به سرانجام برسانيم.
شكري در ادامه درباره داستان‌هاي طرح شده در اين سريال و عبور آنها از خطوط قرمز جامعه گفت:خط قرمز براي خودش تعريف دارد. اصولا ساعت شني از همان ابتداي ساخت، تهيه، فيلمنامه و... با مشاركت سازمان بهزيستي، قصد داشت تحت يكسري قصه‌هاي جذاب، بخشي از مسائل موجود در جامعه را به صورت آموزش و بازدارنده نشان بدهد. به عنوان مثال درمورد شخصيتي مانند مهتاب ما خطاب‌مان به تمام دختراني است كه به هر دليلي محيط خانواده‌شان برايشان آرام نيست و اذيت مي‌شوند.
وي تصريح كرد: ما با جريان و داستان مهتاب، مي‌خواستيم نشان بدهيم كه هر قدر هم محيط خانواده مطلوب برخي دختران نيست، امن‌تر از هرجاي ديگري است و اگر دختران اشتباه كنند و به هواي آرامش از خانه فرار كنند، آن هم با وعده افرادي كه مي‌خواهند آنها را به آرزوهايشان برسانند كار اشتباهي است و جامعه اصلا آن طور كه او فكر مي‌كند، نيست.
وي در ادامه اظهار داشت:در نهايت در جريان اين قصه به مهتاب‌ها گفتيم كه اگر اين اشتباه را در زندگي‌تان بكنيد به مقصودتان كه نمي‌رسيد هيچ گرفتار يكسري گرگ‌هاي انسان‌نما نيز خواهيد شد كه عاقبت خيلي بدتري نسبت به ماندن در خانه دارد و در نهايت مهتاب به اين واقعيت مي‌رسد كه امن‌ترين جا، محيط خانواده است.
شكري با بيان اينكه تك‌تك داستان‌هاي اين سريال نگاهي دلسوزانه به افراد آسيب‌ديده در اجتماع داشت، گفت:ما قصد داشتيم اول پيشگيري را به خانواده‌ها يادآور شويم كه افراد به آنها مبتلا نشوند و بحث بعدي اين بود كه اگر كسي مبتلا به اين آسيب‌ديدگي‌ها شد، چه در جامعه و چه در خانواده چطور بايد با او رفتار كرد كه او دوباره از لحاظ روحي و جسمي ساماندهي شود و دوباره به خانواده بازگردد.
وي ادامه داد: ما براي به تصوير كشيدن قصه‌هايي جذاب و آموزنده،حجم عظيمي از بازيگران سرشناس را به سريال آوريم و قصه را بسيار محكم آغاز كرديم و بعد يكي يكي داستان‌ها و گره‌ها را بيان كرديم و اصلابحث عبور از خطوط قرمز مطرح نبود و تمام تلاش ما در آگاهي دهي بود.البته اگر موضوع اين گونه ديده شد بدين دليل است كه به هر حال اين واقعيت‌هايي كه در ساعت شني مطرح شد، واقعيت‌هاي شيرين اجتماع نبود به‌طوري كه همه از ديدن اين ناهنجاري‌ها متاثر مي‌شوند.
وي با بيان اينكه ما در اين سريال قصه‌ها را با شفافيت بيشتري بيان كرديم، افزود:به هر حال ما مجبور بوديم بگوييم كه «دختر من! اگر ازخانه فرار كني، در خيابان گرفتار افرادي مانند معين خواهي شد» و شخصيت‌هاي مشابه معين را كه در جامعه وجود دارندبا شفافيت و واقعيت بيشتري نشان دهيم تا آگاهي دهي در دختران ايجاد شود... اگر ما معين را، پسري مودب، با كلاس، با مرام و معرفت نشان مي‌داديم كه نقض غرض بود. يعني فرار از خانه خيلي خوب است و دختر جواني كه برادرت با تو مانند وحشي‌ها برخورد مي‌كند، ايرادي ندارد كه از خانه فرار كني چون معين‌هايي در جامعه وجود دارند كه به تو پناه بدهند!
وي درباره علت حساسيت‌ها و فشارهايي كه به‌دليل پخش اين سريال به صداو سيما وارد شد، نيز گفت: واقعيت اين است كه موضوعات سريال خيلي خوشايند نبودند ولي واقعيت داشتند و به هر روي شخصيت‌هاي تلخي كه در جامعه هستند، برخي را آزار مي‌دهند. ولي وظيفه ما به‌عنوان هنرمند، اين است كه به مخاطبان آگاهي بدهيم كه همنشيني با اين افراد عاقبت خوشي ندارد. خوشبختانه عامه مردم و خانواده‌ها ارتباط خوبي با مجموعه برقرار كردند و همان نگاه آگاهي‌دهي كه ما به دنبال آن بوديم، از سوي آنها دريافت شد.
شكري ادامه داد: در اين ميان عد‌ه‌اي به هر دليلي با سلايق شخصي خودشان مجموعه را ارزيابي كردند كه آن هم طبيعي است، زيرا در جامعه ديدگاه هاي متنوعي وجود دارد و من حساسيت‌ها و انتقادهاي آن قشر محدود را هم دلسوزانه مي‌دانم.
وي ادامه داد:واقعيت اين است كه ما مجبور به طرح واقعيات جامعه در تلويزيون هستيم. چون در مقابل شبيخون فرهنگي قرار گرفته‌ايم و برخي از شخصيت‌هاي آسيب ديده‌ در سريال «ساعت شني» نيز نمايشگر افرادي بودند كه از اين مبحث ضربه خورده بودند. مانند اعتياد كه قطعا و يقينا يكي از ابزارهاي شبيخون فرهنگي است. در كل ناهنجاري‌هايي كه در قصه‌ها ديديد، نمادهايي از تهاجم فرهنگي هستند كه براي آگاهي دادن به مردم اين تلخي‌ها، نشان داده شدند.
وي در ادامه گفت‌وگو با فارس درباره بحث رحم اجاره‌اي و طرح آن در اين سريال گفت: در اين قصه ما 4 الي 5 قصه را به موازات هم پيش برديم كه يكي از آنها بحث رحم اجاره‌اي بود. در بسياري از خانواده‌ها طلاق به دليل نازايي صورت مي‌گيرد و آمارها نشان مي‌دهد، اين دليل در رده سوم آمار طلاق در جامعه قرار دارد. پس يك مشكل به نام نازايي بعنوان عامل اصلي طلاق در جامعه ما وجود دارد. ما در اين قصه دو راهكار درباره نازايي مطرح كرديم. يكي گرفتن فرزند از مراكز بهزيستي بود كه هم مشكل بي‌فرزندي حل مي‌شود و هم يك انسان مظلوم بي‌سرپرست پناه داده مي‌شود و راه‌حل ديگر كه بحث جديدي به شمار مي‌رود و مراجع تقليد در مورد مجاز بودن آن فتوا داده‌اند، بحث رحم اجاره‌اي بود كه ما براي استفاده از اين موضوع توسط تعدادي از كارشناسان تحقيقات ميداني مفصلي انجام داديم و به لحاظ پزشكي و روان‌شناسانه اين كار تائيد شده است.
وي با بيان اينكه اين راه براي كساني كه اصرار دارند از خون و نژاد خود فرزند دار شوند مناسب است، ادامه داد: به لحاظ شرعي و پزشكي اين عمل مشكلي ندارد و در حال حاضر قابل اجراست و قطعا ما سازندگان كار اگر مي‌ديديم كه سرسوزن اشكال شرعي به اين مقوله وارد است، به آن نمي پرداختيم.
تهيه كننده مجموعه ساعت شني در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، درباره بحت ابتذال در اين سريال نيز گفت:آدمهاي متفاوت، سليقه‌ها و انديشه‌هاي متفاوت دارند. كساني كه ادعا مي‌كردند اين سريال مبتذل است، اگر از اول تا آخر پاي قصه‌هاي آن مي‌نشستند بعيد مي‌دانم كه به اين جمله مي‌رسيدند. فرد عاصي و از همه جا رانده‌اي مانند مينا راضي كه كارش تلكه كردن مردها شده و از حريم خانواده بيرون است و براي آن حرمت قائل نشده طبيعي است كه رفتارها و گفتارهايش متفاوت با خانم اصيل، خانواده‌دار و با شخصيت است و اين متفاوت بودن اين شائبه را ايجاد كرده كه خداي نكرده اين سريال بدنبال به تصوير كشيدن ابتذال است.
وي ادامه داد: اين سريال‌ها در تلويزيون تا زماني كه به مرحله پخش مي‌رسند، مراحل نظارتي بسياري را در مراحل مختلف مي‌گذرانند و اصلاحات روي آنها انجام مي‌شود و سازندگان اين سريال و مسوولين صدا و سيما قطعا افراد دلسوز و متعهدي هستند كه خودشان بيشتر مراقب هستند كه تصوير يا كلامي اشاعه ابتذال يا فحشا نباشد.
تهيه‌كننده ساعت شني گفت: ما به‌دنبال اشاعه صحنه‌هاي غيراخلاقي نبوده، نيستيم و نخواهيم بود و چنين چيزي در مجموعه ساعت شني وجود نداشته است.
وي درباره تقسيم بندي سني سريال و اينكه برخي ادعا كرده بودند با اين حركت، نوجوانان براي ديدن سريال بيشتر تحريك مي‌شوند، گفت: ما وقتي اين قصه را نوشتيم، به‌دنبال به تصوير كشيدن برخي از معضلات جامعه و فضايي متفاوت از آنچه كه معمول است و در بسياري از خانواده‌ها جريان دارد، بوديم.
وي ادامه داد: توصيه ما در اول سريال براي اينكه زير 16 سال آن را نبينند، فقط يك توصيه دلسوزانه بود و باقي آن به مديريت خانواده‌ها بر مي‌گردد كه چگونه در مورد سريال تصميم بگيرند.
شكري در اين زمنيه تصريح كرد: اين كار،توصيه و شيوه تبليغاتي و تحريك كردن مردم به تماشا نبود. به نظرم وقتي صدا و سيما وارد چنين مباحث اجتماعي مي‌شود، بهتر است كه توصيه‌هاي دلسوزانه خود را به منظور تصميم‌گيري خانواده‌ها داشته باشد. معمولا كارهاي اول در فضاهاي نو كمي نظر منتقدان را جلب مي‌كند و سختي‌هايي در اين راه وجود دارد.


به دليل همزماني با جشن‌هاي پيروزي انقلاب؛

«لطيفي» شروع «نردبامي بر آسمان» را به 5 اسفند موكول كرد

خبرگزاري فارس: «محمد حسين لطيفي» سريال «نردبامي بر آسمان» را روز 5اسفند ماه (روز بزرگداشت خواجه نصيرالدين‌طوسي) كليد مي‌زند.

به گزارش خبرنگار حوزه راديو و تلويزيون فارس، پيش از اين اعلام شده بود كه سريال «نردبامي بر آسمان» به كارگرداني «محمد حسين لطيفي» روز 22 بهمن ماه كليد مي‌خورد كه بنابر تقارن اين روز با برگزاري جشن‌هاي پيروزي انقلاب، اين مراسم به 5 اسفند ماه (روز بزرگداشت خواجه نصيرالدين طوسي) موكول شد.
بنابر اين گزارش، اين مراسم با حضور سيد عزت الله ضرغامي رئيس سازمان صدا و سيما، مرتضي ميرباقري معاون سيما و حسن اسلامي مهر رئيس مركز سيما فيلم در شهرك غزالي برگزار خواهد شد.
مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان» اولين سريالي است كه با فرمت HD حرفه‌اي تصويربرداري خواهد شد و موسيقي متن آن توسط «محمد رضا درويشي» و جلوه‌هاي ويژه‌اش نيز توسط « محسن روزبهاني» ساخته خواهد شد.
همچنين تا به حال حضور بازيگراني چون فرامرز قريبيان، اكبر عبدي، داريوش كاردان، كمند امير سليماني، انوشيروان ارجمند، شبنم قلي‌خاني، محمدرضا داودنژاد،برزو ارجمند، شهرام قائدي، عليرضا كمالي‌نژاد، زهرا سعيدي، مجيد ياسر، صدرا حجازي، خشايار راد، امير زمستاني، نعيمه نظامدوست، عليرضا مظفري، بهار ارجمند، مهدي عطاران و عباس اميري در فاز اول اين پروژه قطعي شده و برخي از آنها تمرينات خود را آغاز كرده‌اند.
مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان» در 3 فاز ساخته خواهد شد كه فاز اول آن مربوط به شهر كاشان، فاز دوم مربوط به مسير كاشان تا سمرقند و شهرهايي مانند نيشابور و سبزوار است و در فاز سوم نيز بخش‌هاي مربوط به شهر سمرقند به تصوير كشيده خواهند شد.
تا به حال دكورهاي مربوط به فاز اول به طور كامل ساخته شده و ساخت دكورهاي فاز 2 و 3 نيز از اوايل سال آينده آغاز خواهد شد. ضمن اينكه در فاز دوم مجموعه علاوه بر ساخت دكور از لوكيشن‌هاي واقعي نيز استفاده خواهد شد.
اين مجموعه تلويزيوني در 13 قسمت 50 دقيقه‌اي، به تهيه كنندگي «محسن علي اكبري» و در ادامه مجموعه «شهر آشوب» است كه به كارگرداني «يدالله صمدي» در سال 1384ساخته شده است.
فيلمنامه مجموعه «نردبامي بر آسمان» را «سيد سعيد رحماني» و «حامد عنقا» با همراهي «محمد حسين لطيفي» نگاشته‌اند.
اين سريال به زندگي غياث الدين جمشيد كاشاني، منجم، رياضيدان و دانشمند ايراني مي پردازد كه با كشف عدد پي و بنيانگذاري رصدخانه سمرقند و... خدمات بسياري به دنياي علم كرده است. خواجه نصير الدين طوسي دانشمندي است كه اولين رصد خانه ايران را در زمان هلاكوخان در شهر مراغه تاسيس كرد و 150 سال بعد از او غياث الدين جمشيد كاشاني بزرگترين رصدخانه ايران را بنا كرد.
ساير عوامل توليد مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان» عبارت است از:
مدير تصويربرداري:ابراهيم غفوري، مدير هنري:ايرج رامين‌فر، طراح چهر‌ه‌پردازي: محسن بابايي، دستيار كارگردان:يعقوب غفاري، برنامه‌ريز:اميرعباس لطيفي، صدابردار: سيامك نيازي، منشي صحنه: ندا قائدي.

+ نوشته شده در جمعه دوازدهم بهمن 1386ساعت 13:17 توسط فائزه یه طرفدار |


در گفت‌وگو با فارس مطرح شد؛

حرف‌هاي شنيدني آزيتا حاجيان درباره «مش دريا»ي «ساعت شني»

خبرگزاري فارس: «آزيتا حاجيان» بازيگر نقش متفاوت «مش دريا» در سريال «ساعت شني» مي گويد بايد ياد بگيريم كه خوراك فرهنگي گروه سني كودك، نوجوان، ميانسال و سالخورده فرق مي‌كند.

آزيتا حاجيان بازيگر نقش مش دريا در سريال «ساعت شني» در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره اين نقش و دليل پذيرفتن آن، گفت: اين نقش را براي اينكه هم سريال سناريوي زيبايي داشت و هم نقش مش دريا بسيار خوب بود و من آن را دوست داشتم، پذيرفتم. در مرحله نگارش «مش دريا» كاملا شخصيت‌پردازي و ساختار آن مشخص شده بود، فقط بايد كمي آرايش و پيرايش مي‌شد كه آن هم انجام شد و به اين مرحله كه در حال حاضر مي‌بينيد رسيد.

لهجه‌اي كه «مش دريا» با آن حرف مي‌زند
----------------------------------------------------
وي درباره لهجه‌اي كه «مش دريا» با آن حرف مي‌زند به فارس گفت: اين شخصيت به زبان لري حرف مي‌زند و خودم آن را انتخاب كردم چون بر آن تسلط داشتم. البته در ابتدا كامل نبود. يك پس‌زمينه داشتم و بعد فكر كردم كه وقتي قرار است يك نقش را با همين لهجه ارائه بكنيم بايد خيلي رويش متمركز شوم و الان كه به آن نگاه مي‌كنم، مي‌بينم از لحاظ شنيداري كاملا طبيعي و واقعي شده است.شخصيت مش دريا هم يك بازي خيلي خاص و شخصيت خاص داشت و هم لهجه‌اش بايد آن طور كه شايسته بود درمي‌آمد چون من دوست داشتم لهجه اين شخصيت به دل آدمهايي كه آن لهجه را دارند، بنشيند.
آزيتا حاجيان در ادامه درباره علت مرد نمايي اين شخصيت نيز گفت: وقتي مش دريا تظاهر به مردانگي را انتخاب مي‌كند، از زنانگي‌اش حمايت مي‌كند و به‌دنبال دور از دسترس و دور از تعرض نگه داشتن جنسيت خود است. مش دريا سعي مي‌كند كه با جنسيت مردانه در جامعه حضور پيدا كند، چون از نگاه او مرد در جامعه شرايط امن‌تري دارد، به خصوص اين كه مش دريا يك فالوده فروش و يك زن دوره‌گرد است و قطعا با مردهايي سر و كار دارد و همكار است كه اگر بفهمند او زن است، به هر حال دردسرهايي برايش ايجاد مي‌كنند. در كل نوعي عدم امنيت در شكل زن بودن مش دريا وجود دارد كه در شكل مردانه‌اش آن عدم امنيت را ديگر ندارد يا حداقل برايش كمتر اتفاق مي‌افتد.
وي افزود: اگر سكانس‌هاي مش دريا حذف نشود، مشخص مي‌‌شود كه چه روزگاري داشته و از كجا به كجا رسيده است. او حرفه فالوده‌فروشي را از اوايل جواني براي اينكه بتواند خودش بعد از مرگ پدرش خرج خود را در بياورد انتخاب و ياد گرفته و بعد همين شغل را ادامه داده و كارهاي ديگري را كه بلد بوده، بنا به دلايلي كنار گذاشته است.

شير بي يال و دم و اشكم
-----------------------------------
وي در ادامه درباره علت حساسيت‌ها روي سريال ساعت شني و حذف بخش‌هايي از اين مجموعه گفت: من تمام وحشتم از اين است كه اين همه كار و زحمت با اين مميزي‌ها يكدفعه سريال را به شير بي‌يال و دم و كوپال تبديل كند، اين سريال با يك انرژي زياد شروع به زدن حرف‌هايش كرد و با مهارت‌هاي دراماتيكي كه به كار گرفته بود، مخاطب خود را جذب كرد. حالا كه به وسط ماجراها و به گره‌هاي اصلي رسيده‌ايم و قرار است گره‌گشايي‌ها صورت بگيرد، سريال بي سرو ته مي‌‌شود و يكدفعه مردم مي‌گويند اي بابا اين سريال هم كه مزخرف از آب درآمد. مثل اينكه واني پر از آب كنيم و يكدفعه درش را بردايم و آب‌ها هدر برود.
حاجيان ادامه داد: «ساعت شني» در حال رفتن به اين سمت است، يعني حتي در مضمون ممكن است يكسري مشكل به‌وجود بياورد و در بخش گره‌گشايي بدون تشريح گره‌گشايي‌ها انجام شود و براي سريالي كه پر از انرژي است، اين يك خطر است كه يك به يك انرژي‌هايش حذف شوند...
وي گفت: مثلا نقش مهشيد كه يك نقش محوري است تقريبا 2 الي 3 قسمت از كارش حذف شده. بخش‌هاي مربوط به تنهايي‌هايش، رنج‌هايش، حرف‌هايي كه به بچه‌اش مي‌زند و اينكه چرا تصميم مي‌گيرد كه بچه را نگه دارد و بعد تصميمش عوض مي‌شود كه بايد آن را پس بدهد. شخصيت مهشيد پرداخت‌هاي بسيار زيباي روحي، رواني بعنوان يك آدم سالم دارد كه به موازات آن بخش‌هايي به‌عنوان يك فرد ناسالم هم داشت كه اصلا بخش سالم حذف شد و آنچه از شخصيت مهشيد باقي مانده، بخش ناسالم آن است! اينها مردم و مخاطبان تلويزيون را گيج مي‌كند.
حاجيان تصريح كرد: حذفيات مجموعه، بازيگر را وادار مي‌كند تا براي مخاطبش ناراحت شود. مخاطب هشيار گيج مي‌شود و اعصابش به هم مي‌ريزد. ما عادت كرده‌ايم كه براي حل مسئله صورت مسئله را كلا پاك كنيم.
به گفته وي بحث كاناليزه كردن مسائل اجتماعي در اين مجموعه به‌طور شفاف عنوان مي‌شود و ما عادت داريم عنوان كنيم كه چنين شخصيت‌هايي مانند مينا راضي وجود ندارد، دختري مانند مهشيد در اين سن و سال با اين شرايط بدبخت نيست، دختران و پسران كم سن و سال كه گل و چسب زخم مي‌فروشند وجود ندارند، اعتياد، نازايي، روان پريشي و ... وجود ندارد.
بازيگر نقش مش دريا با رد تفسيرهاي شبه سياسي در تحليل اين مجموعه و مجموعه‌هاي مشابه اجتماعي در ادامه گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: اين سريال قصد ايجاد تزلزل در جايي را ندارد. در نهايت حسن نيت ساخته شده و مرحله به مرحله توسط ناظر كيفي ارزيابي شده است و حالا پس از اين همه هزينه، زحمت و انرژي نگران چه هستيم؟

گمانه‌زني‌هاي هندي درباره پايان ماجرا
-------------------------------------------------
وي درباره حضور خود و دخترش در يك سريال و گمانه‌زني‌هاي برخي از مخاطبان مبني بر اينكه در انتهاي داستان مشخص مي‌شود مهشيد دختر مش دريا است، گفت: اصلا چنين چيزي وجود ندارد و جذابيت ماجرا براي انتخاب مهرآوه در نقش مهشيد از طرف من و بقيه اين است كه اين سريال به هيچ وجه شبيه فيلم‌هاي هندي نيست كه در پايان ماجرا او دختر من از آب درآيد. من و مهراوه دو فرد غريبه هستيم كه من در سريال به او پناه داده‌ام، همانطور كه به افراد زياد ديگري پيش از اين پناه داده‌ام. مش دريا سجاياي اخلاقي پسنديده‌اي دارد و در يك مقطع كوتاه دختري را از اينكه زير پل بخوابد و يا با فواحش در توالتهاي پارك بخوابد نجات مي‌دهد. مهشيد در اين مقطع حساس از زندگي‌اش به فردي پناه مي‌برد كه علي‌رغم نداري‌اش آدم درستي است بعد هم تمام مي‌شود.

تحليل شخصيت «مش دريا»
---------------------------------
وي در ادامه در توضيح بيشتر شخصيت مش دريا و اينكه چرا او با توجه به عوام بودنش زبان همه مخاطبانش را درك مي‌كند گفت: شخصيت مش دريا مي‌تواند خود را با همه وفق بدهد و ديد بسيار بازي دارد.علت آن هم اين بوده كه پدر اين شخصيت شاهنامه خوان و پرده خوان بوده و مش دريا مرتب با شاهنامه و شخصيت‌هاي اسطوره‌اي در ارتباط بوده است.در حقيقت از طريق يك جريان فرهنگي، او آدمها، رفتارها و ارتباطات را در سطح عالي و اسطوره‌اي شناخته است.
حاجيان ادامه داد: مش دريا بي‌سواد است ولي يك دانش لدني دارد كه كاملا مرتبط با جايگاه فرهنگي است كه در آن رشد كرده. اين شخصيت بي‌پول و بدبخت است اما از لحاظ فرهنگي پدري داشته كه به او غنا بخشيده و او كاملا غني است و جاي پاي اين جريانات حالا در زندگي اوست. البته اگر بخش‌هاي مربوط به مش دريا حذف نشود مخاطب بيشتر با شخصيت او آشنا خواهد شد.
وي در ادامه درپاسخ به اين سوال كه در حال حاضر چقدر با مش دريايي كه از تلويزيون پخش مي‌شود ارتباط برقرار كرده گفت: تمام كارها و نقش‌هايم را مانند فرزندم دوست دارم. چون برايشان زحمت كشيده‌ام، غذايشان را داده‌ام، مراقب روح و روانشان بوده‌ام، مواظب ظاهر و باطنشان بوده‌ام، حال در جامعه چگونه رفتار مي‌كنند؟نقش‌هايم را هميشه با اين ديد ديده‌ام و الان هم دلم براي مش دريا تنگ مي‌شود. شايد شخصا ايرادهايي به بازي‌ام بگيرم، ولي مردم دوستش داشته‌اند.

بايد رده بندي سني را در تلويزيون جا بيندازيم
---------------------------------------------------------
وي در پايان درباره اينكه چقدر با تقسيم بندي سريال‌ها براي قشرهاي مختلف سني موافق است، گفت:در دنيا اين اتفاق افتاده است و فكر مي‌كنم كم‌كم ما هم بايد ياد بگيريم كه خوراك فرهنگي گروه سني بچه، نوجوان، ميانسال و سالخورده فرق مي‌كند. اما از آنجائيكه بچه‌هاي ما ياغي و كنجكاو هستند ممكن است اين سريال كاملا جذبشان كند اما بالاخره ما بايد يك روزي شروع كنيم و به فرزندانمان بگويم كه فلان برنامه را فلان گروه براي شما تهيه مي‌كند كه آنقدر جذاب است كه ديگر احتياجي نيست شما اين برنامه را تماشا كنيد. اما همه اين قضايا منوط به اين است كه تغذيه فرهنگي بچه‌هاي زير 16 سال را واقعا قوي كنيم كه آنها خوراك خودشان را بخورند. اما وقتي خواركي براي بچه‌ها نباشد، آنها به خوراك بزر‌گ‌ترها رجوع مي‌كنند و اين دليل نمي‌شود كه ما براي پدر و مادرها خوراك نسازيم. اين يك جريان فرهنگي است كه بايد راه بيفتد و قطعا اول هر جريان فرهنگي كمي چون و چرا وجود دارد.


تازه‌ترين خبر و عكس از فيلم جديد «پرويز شهبازي»؛

«ديرباز» و‌ «پورسرخ» در «عيار14» به «فروتن» مي‌پيوندند

خبرگزاري فارس: اواخر همين هفته بازي «كامبيز ديرباز» و «پوريا پورسرخ» در فيلم «عيار14»(پرويز شهبازي) آغاز مي‌شود و اين دو بازيگر به «محمدرضا فروتن» مي‌پيوندند.

به گزارش خبرگزاري فارس، فيلمبرداري «عيار14» كه از 27 دي با بازي «محمدرضا فروتن» در سرعين آغاز شده بود، كماكان ادامه دارد.
بنا بر اين گزارش، گروه به مدت يك ماه روزكاري دارند و پس از يك ماه، صحنه‌هاي شبانه فيلم «عيار14» جلوي دوربين علي لقماني خواهد رفت.
بر اساس پيش‌بيني‌ها، فيلمبرداري اين فيلم تا اواسط اسفند به پايان خواهد رسيد.
«عيار 14» بعد از مسافر جنوب، نجوا و نفس عميق تازه‌ترين فيلم پرويز شهبازي در مقام كارگرداني است.
به گزارش فارس، عوامل سازنده اين فيلم عبارتند از:
نويسنده، تهيه‌كننده و كارگردان: پرويز شهبازي، مدير فيلمبرداري: علي لقماني، مديرتوليد: حميد مولوي، صدابردار: منصور شهبازي، چهره پردازان: علي جواد پور، الهام يعقوبي، گروه كارگرداني: نويد ميهن‌دوست، محمد نياكان، مريم مرادي، دستيار يك فيلمبردار: عباس رحماني‌پور، گروه فيلمبرداري: فرهاد كريمي، افشين بندي، كمند حسين‌زاده، رضا گل‌كرمي، گروه صحنه و لباس: مهدي پورموسي، مهدي ستاري، عكاس: ايليا قرباني، دستيار صدا: هادي ساعد محكم، مدير تداركات: علي‌اصغر رسولي.
بازيگران: محمدرضا فروتن، كامبيز ديرباز، پوريا پورسرخ و مهشيد افشارزاده و...

+ نوشته شده در سه شنبه دوم بهمن 1386ساعت 15:19 توسط فائزه یه طرفدار |


به مناسبت فرارسيدن عاشوراي حسيني برگزار مي‌شود؛

افتتاحيه «مصائب دوشيزه» در سالن «سينما حقيقت»

خبرگزاري فارس: فيلم سينمايي «مصائب دوشيزه» به كارگرداني «سيدمسعود اطيابي» در سالن سينما حقيقت «مركز گسترش سينماي مستند و تجربي» اكران مي‌شود.

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، فردا سه‌شنبه 25 دي‌ماه به مناسبت فرارسيدن ايام سوگواري شهادت حضرت امام حسين (ع) به نمايش درخواهد آمد.
بنا بر اين گزارش، فيلم سينمايي «مصائب دوشيزه» به تهيه‌كنندگي «سيدغلامرضا موسوي» كه با مشاركت اين «مركز»‌ توليد شده، قبل از نمايش عمومي در سينماهاي كشور و در قالب «نمايش افتتاحيه»، رأس ساعت 17، سه‌شنبه بيست و پنجم دي‌ماه و با حضور برخي از عوامل فيلم، در سالن سينما حقيقت روي پرده خواهدرفت.
فيلم سينمايي «مصائب دوشيزه» با بازي بهنوش طباطبايي، پوريا پورسرخ، مهدي پاكدل و بهزاد فراهاني، حكايت زندگي يك دختر مسيحي‌است كه تقابل تفكرات او و پدرش و همزماني آن با يك سانحه رانندگي، زندگي وي را به مسير تازه‌اي مي‌كشاند.
گفتني‌است كه علاقمندان تماشاي اين فيلم مي‌توانند يك ربع قبل از آغاز نمايش (16:45) عصر سه‌شنبه، به سالن سينما حقيقت واقع در خيابان سهروردي شمالي، ميدان شهيد قندي، شماره 17 مراجعه نموده و يا جهت كسب اطلاعات بيشتر، با شماره تلفن‌ 88511289 تماس حاصل فرمايند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 17:25 توسط فائزه یه طرفدار |


بازم سلام من واقعا دیگه نمی دونم با چه زبونی بگم :

من طرفدار اقای پوریا پورسرخم

به حرفهای بی اساس بعضی ها هم توجهی نمی کنم پس لطف کنید احترام خودتونو نگهدارید.

ممنون

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 14:3 توسط فائزه یه طرفدار


ادغام سه قسمت ساعت شنی در یک قسمت

سينماي ما- با نزديک شدن ماه محرم و ايام سوگواري در جدول برنامه هاي نمايشي شبکه هاي تلويزيوني تغييرات عمده يي اتفاق مي افتد. شب‌هاي گذشته آخرين قسمت طنز شبانه «چارخونه» به کارگرداني سروش صحت با خوبي و خوشي پخش شد و علاقه مندان به برنامه هاي نمايشي شاد، تا ايام عيد نوروز بايد صبر کنند.
سريال طنز «نشاني» به کارگرداني رامبد جوان برنامه طنز بعدي تلويزيون خواهد بود که اين روزها در دست توليد است. از ديگر تغييرات عمده و قابل محسوس در برنامه هاي نمايشي، به هم ريختن روال پخش سريال «ساعت شني» به کارگرداني بهرام بهراميان است. «ساعت شني» که براي بهتر ديده شدن در شبکه اول به جاي يک نوبت در هفته، در سه نوبت پخش شد ظاهراً به دليل کم کردن حساسيت ها از اين به بعد، يک نوبت در هفته پخش مي شود. تجربه نشان داده است که هميشه بهتر ديده شدن خوب نيست و امکان دارد حربه يي شود عليه آن. ساعت شني که تلاش کرد تصويري از جامعه امروز نشان دهد تا شايد مديران اين بار به جاي ناديده گرفتن آسيب هاي اجتماعي، به فکر درمان آن باشند، گويا اين بار نيز در بر همان پاشنه چرخيد و تصميم بر آن شد که به جاي چاره و درمان، راه حل آسان تر تکذيب و نسبت سياه نمايي به آن، مناسبت تر ديده شود. ساعت شني که با فيلمنامه قدرتمند و ساختار تاثيرگذار اتفاقاً به يکي از پرمخاطب ترين سريال هاي در حال پخش از شبکه هاي تلويزيوني تبديل شد، يکي از حربه هاي منتقدان رسانه ملي بود و فشارها را بر مديران سيما مضاعف کرد. در جديدترين اظهارنظر فاطمه شايق عضوکميسيون اصل نود مجلس در گفت وگو با خبرگزاري فارس از ساعت شني به عنوان ابزار تهاجم فرهنگي ياد کرد. در حالي که چندي پيش عزت الله ضرغامي رئيس رسانه ملي در دفاع از مجموعه ساعت شني تاکيد کرد و از ادامه پخش آن خبر داد با اين همه پخش سريال از سه نوبت به يک نوبت در هفته تقليل پيدا کرد. ساعت شني برخلاف رويه معمول پخشش در شنبه شب به جاي 45 دقيقه، در زماني حدود 70 دقيقه پخش شد و زيرنويس برنامه، خبر از پخش هفتگي آن به علت طولاني شدن زمان آن و مصادف شدن با ايام محرم داد. از قرار معلوم ساعت شني در پنج قسمت هفتاد دقيقه يي در هفته هاي آتي پخش مي شود. اين در حالي است که يکي از عوامل مجموعه در گفت وگو با روزنامه اعتماد، از ادغام سه قسمت 45 دقيقه يي در يک قسمت 70 دقيقه يي خبر داد. با اين اوصاف، انتقادهاي منتقدان سريال ساعت شني باعث ايجاد فشارهاي زيادي بر مجموعه شده و سکانس هاي مربوط به آسيب هاي اجتماعي و مشکلات مربوط به زنان در جامعه امروز دچار قلع و قمع شده. اين در حالي است که يکي از مديران سازمان صدا و سيما حذف ها را در حد چند پلان مختصر مي داند و مابقي ماجراها را ناشي از حاشيه سازي هاي پيرامون آن از سوي افراد ذي نفع عنوان مي کند

+ نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم دی 1386ساعت 21:1 توسط فائزه یه طرفدار