| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، همكاري نزديك محمدحسين لطيفي و مجيد ياسر در پروژههايي چون روز سوم، توفيق اجباري، صاحبدلان و نردبامي بر آسمان، اولين كار مشتركشان را در مقام تهيهكننده رقم زد. | |||
| |||
|
علي غفاري مدير توليد مجموعه تلويزيوني «نردبامي بر آسمان» در گفتوگو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس گفت: در حال حاضر تصويربرداري فاز يك سريال كه مربوط به كاشان ميشود از نيمه گذشته و منطقه كوهستاني خجير در شرق تهران لوكيشني است كه ما براي گرفتن برخي نماهاي خارجي به آنجا ميرويم و حدود دو هفته ديگر نيز كار در منطقه آران شهر كاشان پيگيري خواهد شد.
| |||



| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، پس از پايان فيلمبرداري «حركت اول» بلافاصله تدوين فيلم توسط «محسن توكلي» به همراه «فرهاد نجفي» كارگردان فيلم آغاز شد و هنوز مرحله تدوين فيلم به پايان نرسيده است. | |||
| مرتضي شايسته: اميدواريم «حركت اول» را در شرايط مطلوبي اكران كنيم |
فيلمبرداري فيلم «حركت اول» اولين ساخته بلند فرهاد نجفي در جزيره كيش به پايان رسيد.
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: فرهنگ و هنر - سينما
مرتضي شايسته تهيه كننده اين فيلم در گفتگو با خبرنگار سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)،با اعلام اين مطلب گفت:كارهايي در اين فيلم انجام شده كه براي اولين بار در سينماي ايران است و اميدواريم با بوجود آمدن شرايط مطلوبي فيلم را اكران كنيم.
در اين فيلم الناز شاكردوست، ليلا اوتادي، پوريا پورسرخ، تيرداد كيائي، علي صادقي، مجيد مشيري و بهمن دان به ايفاي نقش ميپردازند.
در خلاصه داستان «حركت اول» آمده است: معتمدي، خلافكار بزرگ، در اثر اختلاف، شريك خود روشن را، در خارج از كشور به قتل رسانده و براي به دستآوردن اموال او و با هويت جعلي وارد ايران ميشود. پليس كه در جريان اين ماجرا قرار گرفته در صدد پيداكردن مخفيگاه معتمدي و دستگيري او ميشود. از طرفي ديگر سارا كه نوه روشن است تصميم ميگيرد با همكاري دوستان خود ضمن گرفتن انتقام از معتمدي اموال مسروقهي پدربزرگ خود را پس بگيرد.
ساير عوامل اين فيلم عبارتند از:
تهيهكننده: مرتضي شايسته، كارگردان: فرهاد نجفي، نويسنده: فرهاد نجفي، پيمان عباسي، مدير فيلمبرداري: عليرضا رجايي مقدم، مدير توليد: هادي انباردار، طراح گريم: مسعود ولدبيگي، طراح صحنه و لباس: آيدين ظريف، صدابردار: اميرحسين رسولي، موسيقي: امير توسلي، برنامهريز و دستيار اول كارگردان: محترم ملكي، مدير تداركات: حميدرضا حاجيزاده و عكاس: محسن بيگلري
ساير بازيگران: كيانوش گرامي، مهدي صفايي، مهراج محمدي، پرويز شفيعزاده، مهرداد نقيبي، سيد ابراهيم بحرالعلومي، مهرداد نيكنام، بازيگر خردسال: پرهام فلاح.
اين فيلم به سفارش موسسهي رسانههاي تصويري، محصول هدايت فيلم است كه فيلمبرداري آن از 4 اسفندماه در تهران آغاز شد.
انتهاي پيام

| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي موسسه رسانههاي تصويري،«حركت اول» كه فيلمبرداري آن به تازگي به اتمام رسيده، هماكنون در مرحله مونتاژ و جلوههاي ويژه قرار دارد. | |||
|
پايان تصويربرداري «حركت اول» در کيش تصويربرداري فيلم سينمايي «حركت اول» به کارگرداني فرهاد نجفي که چهارم اسفندماه در تهران شروع شده بود، در جزيره کيش پايان يافت. |
![]() |

از همه معذرت می خوام که خیلی خیلی دیر اپ کردم.
علی سنتوری به کارگردانی داریوش مهرجویی و با بازیگری بهرام رادان وگلشیفته فراهانی وترانه هایی با صدای توقیف شده محسن چاووشی. فیلمی که توقیف شد و اکنون در اینترنت غارت می شود.فیلمی که از آزادی هنر و هنرمند سخن می گوید و در همان حال از نظم پدرسالار در جامعه ما دفاع می کند و با این حال اجازه ندارد در سینماهای ایران به نمایش درآید. سرنوشت این اثر با سرنوشت تراژیک قهرمان فیلم به طرزی دردناک و بسیار مضحک یکی شده است.
داستانهای سینمایی در کانون دو قطب متضاد شکل میگیرند. هر چه دو سویهی تضاد برجستهتر باشد، فیلم پرکششتر و پیام آن روشنتر است. در سنتوری، ساخته مهرجویی دو داستان هست با دو سویهی کاملاً متضاد. داستان اول داستان زناشویی علی ( بهرام رادان ) با زنی به نام هانیه ( گلشیفته فراهانی) و خیانت هانیه به اوست. دو سویهی متضاد این داستان را دو نوازنده نشان میدهند: از یک سو با علی بلورچی معروف به علی سنتوری، نوازندهی سنتور آشنا میشویم که یک ساز ایرانی مینوازد، خاکی و سینهسوخته است و از معرفت و مردانگی بیبهره نمانده و دل در گروی خاکِ وطن دارد. از سوی دیگر جاوید را میبینیم که نوازندهی نه چندان موفق ویلون است، کراوات میبندد و به این دلخوش است که در کانادا کنسرت موسیقی کلاسیک برگزار کند. هانیه، زن جوانی که عاشق علیست و با او ازدواج کرده است، نوازندهی پیانوست. او علی را ترک میکند و همراه جاوید به کانادا میرود.
داستان دوم، داستان رابطهی علی با مادر تارک دنیا و با پدرش، آقای بلورچی، رئیس صنف بلورسازان تهران و از تاجران موفق بازار است. مادر علی زنیست با باورهای مذهبی که پسرش را حرامی خوانده و او را از خود رانده است. پسر سرزنده و هنرمند از یک سو و مادر مذهبی و دلمرده از سوی دیگر دو سویهی متضاد داستان دوم را شکل میدهند. پدر در این میان به کار سخت در بازار پناه آورده است. یک مرد مسئول، اما پرمشغله که احتمالاً به دلایل شغلی نمیتوانسته پدری خوب برای فرزندش باشد.
این دو داستان مثل هر روایت موازی باید در جایی به هم برسند. هانیه سفر به کانادا را به ماندن و استخوان ترکاندن در کنار مردی معتاد ترجیح میدهد. به یک معنا او به علی خیانت میکند، به وطنش پشت میکند و میان هنر مردمی و هنر وارداتی و میان مردی خاکی، نجیب و اصیل از یک طرف و مردی فکل کراواتی، نانجیب و غربزده از طرف دیگر، دومی را برمیگزیند. خیانت هانیه همراه با سختگیریهای ارشاد در صدور مجوز کنسرتهای موسیقی به خودویرانگری علی دامن میزند. او در ظاهر به اعتیاد روی میآورد با این قصد که خود را نابود کند، اما در واقع این خودویرانگری تنها راه پیوستن به پدر است. از آن سو آقای بلورچی، مردی به ظاهر دلسنگ اما در واقع مهربان به جستجوی فرزندش در میان بیابانگردها و کارتونخوابهای کاشانک برمیآید، با کمک مأموران نیروی انتظامی پسرش را مییابد و در بیمارستانی بستری میکند تا شفا پیدا کند. داستانِ پیوند پدر و پسر با هم داستانیست که در فیلم روایت نمیشود. در ذهن خواننده به یک آروز بدل میشود و همدلی او را با آقای بلورچی برمیانگیزد.
با این حال جز جاوید و مادرِ تارکدنیای قهرمان باقی شخصیتها منفی نیستند. هانیه عاشق علیست، اما با توجه به اعتیاد مردش و حتی خشونت خانگی راهی جز رفتن برای او باقی نمیماند. علاوه بر این هانیه هر چند به مردش پشت میکند، اما در منطق داستان اوست که ارتباط ازهمگسیختهی پدر و پسر را از نو برقرار میکند. در واقع اگر مادر روزی این پیوند را از هم گسسته است، زنی دیگر از راه میرسد و این پیوند برقرار میکند، هر چند که بهای آن دلشکستگی مردیست هنرمند و سینهسوخته. یکی که ریشه در خاک دوانده. رنج میبرد اما میماند.
در این جهان دوگانه، سه نغمهی متفاوت به گوش میرسد. نغمهی دلنشین سنتور، مثل این که صدای تاریخ و پیشینه و هویت انسان ایرانی باشد و صدای ویلون که یک نغمهی ناجور است. در این جهان دوگانه با دو صدای غالب سازِ هانیه پیانوست. سازی که اگر با عشق نواخته شود، به همنوایی زیبا با سنتور و هماهنگی دو صدا میانجامد. اما، با این حال در ذات خود با ویلون همسازتر است. هانیه که در پی همنوایی، همسازی و یگانگیست، به مرد آرمانهایش و به عشقش و در یک معنای وسیعتر به پیشینه و هویت و به ریشههایش پشت میکند. مهرجویی قضاوت نمیکند. او جوری نشانهها و شخصیتها را کنار هم مینشاند که بیننده از این همنشینی خود به قضاوت برسد. در این میان بودن یا نبودن، زندگی یا مرگ هنرمند قهرمان تنها به یک نخ بند است: پدر مقتدر. پدر مسلط. یکی که از دل سنتها بیرون آمده و در نرینگیاش تنها نجاتدهندهی هنرمند قهرمان میتواند بود.
در چنین جهان دوگانه و متناقضی طبیعیست و حتی لازم است که داستان فیلم القاگر دو پیام اخلاقی باشد. پیام اول ساده است: جوانها را محدود نکنید. اجازه بدهید هنرشان را نشان بدهند. وگرنه به دور باطلِ خودویرانگی میافتند و از دست میروند.
پیام دوم پیچیدهتر و پنهانتر است: جامعهی ما از درون فروپاشیده. باید اعتقاداتمان را از نو به دست بیاوریم، ریشههای تاریخی و سنتیمان را باید از نو پیدا کنیم. آنگاه مردی که مرد است از راه میآید و آن نر نجاتدهنده قهرمان را از اعماق بیرون میکشد و او را از تباهی میرهاند.
گفتمانهایی مانند سرخوردگی جوانان، مسألهی غربزدگی و مسأله ریشههای فرهنگی و ملی و همچنین گفتمان قهرمانِ نجاتدهنده که در این فیلم طرح میشوند به طور شگفتآوری به گفتمانهای سالهای پیش از انقلاب شباهت دارند. صحنههای کارتونخوابها و بیابانگردها بیشباهت به صحنههای حلبیآبادها در فیلمها و داستانهای اجتماعی پیش از انقلاب مثل دایره مینا نیست.
صحنهی پایانی فیلم که نمایش یک کنسرت در یک آسایشگاه روانی ست نمایانگر یگانگی انسانها با هم است. نغمههای ناهمساز خاموش شدهاند. همه یک ساز میزنند. اکنون قهرمان با خودش و با طبیعت آشتی کرده است. منتهی اینها همه در متن جامعه اتفاق نمیافتد، بلکه در یک جای دور، و شاید به یک معنا زیر حباب روی میدهد. سطح توقع مهرجویی هم مثل سطح توقع دیگر هنرمندان این سرزمین پایین آمده است، تا آن حد که به زیستن در زیر حبابی راضی هستیم. صدور مجوز برای این فیلم و توقیف آن پس از ساخت این حباب را شکست و حتی این حد اندک از آرزومندی را هم ناممکن جلوه داد
منبع:مثبت من
اینم عکساش


| |||
|
«مهدي پاكدل» بازيگر فيلم «مصائب دوشيزه» در گفتوگو با خبرنگار سينمايي فارس اظهار داشت: فيلم «مصائب دوشيزه»(مسعود اطيابي) مورد استقبال مخاطب قرار خواهد گرفت. | |||
| |||||
|
رضا شكري در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره اينكه بخشهاي حذف شده چقدر به محتواي سريال ضربه زد، گفت:اگر ما به لحاظ هنري فرصت داشتيم تا تمام نكات مورد نظر خود را در قصه به كار ببريم، قطعا جذابتر از اين ميشد اما ما بهدليل پخش ويژه برنامههاي دهه فجر، زمان هر قسمت را بالا برديم تا سريال زودتر به پايان برسد، البته با تلاش روي اين نكته به خود قصه و محتواي آن ضربه نخورد.
| |||||
| |||
|
آزيتا حاجيان بازيگر نقش مش دريا در سريال «ساعت شني» در گفت و گو با خبرنگار راديو و تلويزيون فارس درباره اين نقش و دليل پذيرفتن آن، گفت: اين نقش را براي اينكه هم سريال سناريوي زيبايي داشت و هم نقش مش دريا بسيار خوب بود و من آن را دوست داشتم، پذيرفتم. در مرحله نگارش «مش دريا» كاملا شخصيتپردازي و ساختار آن مشخص شده بود، فقط بايد كمي آرايش و پيرايش ميشد كه آن هم انجام شد و به اين مرحله كه در حال حاضر ميبينيد رسيد. | |||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس، فيلمبرداري «عيار14» كه از 27 دي با بازي «محمدرضا فروتن» در سرعين آغاز شده بود، كماكان ادامه دارد. | |||
| |||
|
به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي مركز گسترش سينماي مستند و تجربي، فردا سهشنبه 25 ديماه به مناسبت فرارسيدن ايام سوگواري شهادت حضرت امام حسين (ع) به نمايش درخواهد آمد. | |||
من طرفدار اقای پوریا پورسرخم
به حرفهای بی اساس بعضی ها هم توجهی نمی کنم پس لطف کنید احترام خودتونو نگهدارید.
ممنون

سينماي ما- با نزديک شدن ماه محرم و ايام سوگواري در جدول برنامه هاي نمايشي شبکه هاي تلويزيوني تغييرات عمده يي اتفاق مي افتد. شبهاي گذشته آخرين قسمت طنز شبانه «چارخونه» به کارگرداني سروش صحت با خوبي و خوشي پخش شد و علاقه مندان به برنامه هاي نمايشي شاد، تا ايام عيد نوروز بايد صبر کنند.
سريال طنز «نشاني» به کارگرداني رامبد جوان برنامه طنز بعدي تلويزيون خواهد بود که اين روزها در دست توليد است. از ديگر تغييرات عمده و قابل محسوس در برنامه هاي نمايشي، به هم ريختن روال پخش سريال «ساعت شني» به کارگرداني بهرام بهراميان است. «ساعت شني» که براي بهتر ديده شدن در شبکه اول به جاي يک نوبت در هفته، در سه نوبت پخش شد ظاهراً به دليل کم کردن حساسيت ها از اين به بعد، يک نوبت در هفته پخش مي شود. تجربه نشان داده است که هميشه بهتر ديده شدن خوب نيست و امکان دارد حربه يي شود عليه آن. ساعت شني که تلاش کرد تصويري از جامعه امروز نشان دهد تا شايد مديران اين بار به جاي ناديده گرفتن آسيب هاي اجتماعي، به فکر درمان آن باشند، گويا اين بار نيز در بر همان پاشنه چرخيد و تصميم بر آن شد که به جاي چاره و درمان، راه حل آسان تر تکذيب و نسبت سياه نمايي به آن، مناسبت تر ديده شود. ساعت شني که با فيلمنامه قدرتمند و ساختار تاثيرگذار اتفاقاً به يکي از پرمخاطب ترين سريال هاي در حال پخش از شبکه هاي تلويزيوني تبديل شد، يکي از حربه هاي منتقدان رسانه ملي بود و فشارها را بر مديران سيما مضاعف کرد. در جديدترين اظهارنظر فاطمه شايق عضوکميسيون اصل نود مجلس در گفت وگو با خبرگزاري فارس از ساعت شني به عنوان ابزار تهاجم فرهنگي ياد کرد. در حالي که چندي پيش عزت الله ضرغامي رئيس رسانه ملي در دفاع از مجموعه ساعت شني تاکيد کرد و از ادامه پخش آن خبر داد با اين همه پخش سريال از سه نوبت به يک نوبت در هفته تقليل پيدا کرد. ساعت شني برخلاف رويه معمول پخشش در شنبه شب به جاي 45 دقيقه، در زماني حدود 70 دقيقه پخش شد و زيرنويس برنامه، خبر از پخش هفتگي آن به علت طولاني شدن زمان آن و مصادف شدن با ايام محرم داد. از قرار معلوم ساعت شني در پنج قسمت هفتاد دقيقه يي در هفته هاي آتي پخش مي شود. اين در حالي است که يکي از عوامل مجموعه در گفت وگو با روزنامه اعتماد، از ادغام سه قسمت 45 دقيقه يي در يک قسمت 70 دقيقه يي خبر داد. با اين اوصاف، انتقادهاي منتقدان سريال ساعت شني باعث ايجاد فشارهاي زيادي بر مجموعه شده و سکانس هاي مربوط به آسيب هاي اجتماعي و مشکلات مربوط به زنان در جامعه امروز دچار قلع و قمع شده. اين در حالي است که يکي از مديران سازمان صدا و سيما حذف ها را در حد چند پلان مختصر مي داند و مابقي ماجراها را ناشي از حاشيه سازي هاي پيرامون آن از سوي افراد ذي نفع عنوان مي کند











